دستامو ها می کنم

مثل گنجشکی که زیر برفا مونده
همه دلتنگیم پیش تو جا مونده
یه نفر اینجاست که تورو دوست داره هنوز
که تو چهار فصل دلش برف می باره هنوز
یه نفر منتظره، تو بهارش باشی
تا کنارت باشه ،تو کنارش باشی
یخ زدن دستای من، زل زدم به رد پات
دستامو "ها " می کنم، کو اجاق خنده هات؟
شاخه هام خشکیدن ،ریشه هام از دردن
شونه هام می لرزن ،استخونام سردن
یه نفر اینجاست که تورو دوست داره هنوز
تو چهار فصل دلش ،برف می باره هنوز
رد چشمامو نگاه کن ،دستامو بگیر تو دستات
یخ این دستارو واکن
خنده هات سبزه ی عیدن، خنده هاتو دوست دارم
منو با خنده صدا کن
با یه ذره مهربونی ،منو پر کن از جوونی
کی بهارو دوست نداره ،عزیزم خودت می دونی
فصل فصل تو که عشقه ،چهار فصل من بهاره

منبع : آهنگ دستامو "ها" می کنم از محسن چاوشی




بر روی قبر شخصی نوشته بود : کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دھم ، وقتی بزرگتر شدم متوجه شدم که دنیا خیلی بزرگ است و من باید کشورم را تغییر بدم ، بعدھا کشورم را ھم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شھرم را تغییر دھم، در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم اینک که در آستانه مرگ ھستم می فھمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم شاید می توانستم دنیا را ھم تغییر دھم.""اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم شاید می توانستم دنیا را ھم تغییر دھم""